سه تیغ جهنمی
Hacksaw Ridge
خلاصه داستان فیلم:
هکساو ریج ؛ فیلم بر اساس داستان واقعیِ یک مخالف جنگ و پزشک ارتش آمریکا به نام دزموند داس (اندرو گارفیلد) است که حاضر نمیشود سلاحی حمل کند، اما طی نبرد اوکیناوا در جنگ جهانی دوم با وجود شلیکهای بیوقفهی دشمن، یکتنه جان بیش از ۷۵ نفر از همرزمانش را نجات میدهد…
لینک دانلود کار نمیکنه؟ با زدن دکمه زیر گزارش بده تا سریع بررسی کنیم.
دانلود فایلهای حجیم
ویندوز: IDM | اندروید: ADM
پخش با زیرنویس
ویندوز و مک: KMPlayer
پخش روی موبایل
MX Player یا VLC Media Player










1- شخصیت قهرمان فیلم دچار اختلال نشخوار فکری اغراق آمیز و بیش از حد بود، وی در کودکی خود گرفتار بود، و این باعث به وجود آمدن یک اعتقاد راسخ اشتباه شده بود چنانچه که او می توانست بدون تحمیل هزینه گزاف به جامعه و خانواده و حتی خودش همین کار را پیش ببرد.
وسواس فکری و گرفتاری او در گذشته باعث شده بود ذهنش بیش از حد در یک اتفاق گیر کند و سبب تغییر مسیر زندگی خود و اطرافیانش شود کما اینکه میتوانست با ذهن آگاهی به نحو بهتری با آینده خود و گرفتن تصمیمات بهتر مواجه شود.
2- دزموند روی یک هدف لجوجانه پیگیر بود و حتی راهی زندان شد ولی می توانست با هزینه کمتر این مسیر را طی کند آموزش های لازم را ببیند شاید روزی میتوانست از آموزش ها استفاده کند ،و بعد بهیار شود.
3- فیلم ارائه می دهد که افراد برای هدف های خود باید هزینه بدهند، مثل دزموند و پدر دزموند که جنگ اول جهانی شرکت کرده بود هزینه های روانی آن هنوز در خانواده اثر گذار بود بعد از گذر سال ها نتوانست بود آن آسیب ها و تروماها را درمان کند و جامعه قدردان زحمات اون نبودند او التیام نیافته و این علت ش این بوده که آگاهی شناختی نداشته است و این نتیجه گرفتن یک تصمیم هیجانی در دوران جوانی بود که بدون در نظر گرفتن روحیات خود و فکر کردن به تبعات تصمیمش با هیجان تصمیم گرفته بود که به جنگ بپیوندد.
پدر به دنبال حمایت از سوی جامعه و قدردانی و تائید بود و
در نقطه مقابل پدر، قهرمان داستان دزموند، به دنبال تایید دیگران نبود و یک هدف درونی بود که با خود کنار آمده، و برای مدال و توجه دیگران این حجم از سختی را تحمل نکرد و صرفا برای رسیدن به هدف خود بود.
اگرچه خروجی آن ها یکی شد و حتی دزموند از پدرش بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
4- انسان ها باید بررسی کنند که کارهایی که انجام می دهند تبعاتی دارند ؛ و چون آگاهی شناختی نسبت به خود و پیرامون و تبعات عملکردشون نداشته باشند آسیب های زیادی می ببیند.
5- یک گروهان به ضعیفی ضعیف ترین عضوش خواهد بود؛ کار تیمی و سیستم اینطور عمل می کند که خروجی کار تیمی در نهایت دیده خواهد شد.
6- باورهای مذهبی افراد می تواند آدم ها رو در مواجه با مشکلات قوی و سرسخت کند و از قضاوت شدن بیرونی واهمه ای نداشته باشد و او را به یک ابر انسان تبدل کند.
7- به افراد یک تیم باید اجازه داده شود با هر اعتقادی و نظری، خودشان را ثابت کنند حتی با ابزاری متفاوت مثل کیف کمک های اولیه، که بدون شلیک یک گلوله هم قهرمان جنگ باشند.